برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
میخواهم بروم کافه هایی که سارتر آنجا میرفت!
میخواهم بنشینم با فروید آنقدر سیگار برگ بکشم تا سرطان بگیرم و بمیرم!
میخواهم بروم هم قدم نیچه در کوهستان های مشرف به خلیج ژن قدم بزنم و آتش بیفروزم!
میخواهم همانند او به بالشتی تکیه دهم و با چشمانی پر از اعجاب به این دنیای بی مفهوم نگاه کنم.
میخواهم همراه هیتلر شوم و دنیا را به آتش بکشم!
بهتر است بمیرم...زندگی برایم خطرناک است!
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
سلام.
لطفا هر کسی این مطلب رو میخونه جوابمو توی قسمت نظرات بده.به نظر تک تک عزیزان نیاز دارم.شاید با جواب دادن تکلیفتون با خودتون هم معلوم بشه...
شما موقع دلتنگی چیکار میکنید وقتی دل تنگ یه فرد خاصی بشید؟اصلا دلتنگی یعنی چه؟چطور میشه توضیحش داد؟چطور میشه شناختش؟
ممنون میشم نظرهاتون رو بدونم...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
متنفرم...از تمام آدمها متنفرم.رهایم کنید.بگذارید به حال خود بمیرم.بگذارید تنها باشم.فقط وقتی مردم مرا دور کنید.در دریا افکنید یا آتش برافروزید.یا هم مرا تکه تکه کنید و به گرسنگان ببخشید.خوش ندارم همچون میوه ای بگندم و بو بردارم.مرا سخت بسوزانید
قلبم را...قلبم را برای او بفرستید!
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی